برای 90 سالگی استاد جلیل شهناز

 

  این زخمۀ دل است سر از یار می زند

  یا شهنوازِ تار چنین تار می زند

  چون سرّ که فاش می شود از گوشۀ دلی

  سازش دوباره طعنه به اسرار می زند

  از گوشه ای به گوشۀ دیگر نمی رود

  جز اینکه سرّ میکده را جار می زند

  بارِ گرانِ تجربه بر دوش خسته اش

  اما به سبکِ خویش سبکبار می زند

  گر شاعران کلام گهربار گفته اند

  او بی کلام حرفِ گهربار می زند

  بارانِ نغمه هاست چو گوش اش فرا دهید

  سرپنجه ای به پنجره رگبار می زند

  دستی به دسته دارد و دستی به کاسه اش

  مضراب را نشانده، به چپ، چار می زند (1)

  یک نغمه از جلیل و سراپرده از جلال

  کوچک و یا بزرگ ز دادار می زند (2)

  بیداد و داد گریۀ لیلی است مویه اش

  سوز و گدازِ بین که چه غمبار می زند

  ***

  ساز تو زخمه های دل و جان ماست، لیک

  زخمِ زبان به ساز تو بدکار می زند

  شرمنده از شنیدن و گفتن از این سئوال

  سال 90 که تارِ ترا دار می زند؟

 

1-یکی از شیرین کاری های منحصر به فرد استاد جلیل شهناز گذاشتن دست راست روی کاسۀ ساز و تار نواختن تنها با دست چپ است. این پیر دیر تنها با دست چپش، آنهم روی دستۀ ساز، قادر است حتی چارمضراب بزند!

2-آفریننده، فرهنگ معین: دادار مرکب از داد و آر نیست. بلکه واژه ای مرکب از ریشه «دا» به معنی آفریدن است با پسوند «تار» علامت فاعلی و واژه ای به معنی بخشاینده و آفریننده.

3-کوچک، بزرگ، گریۀ لیلی(گریلی)، بیداد، داد، مویه و سوز و گداز نام گوشه هایی از دستگاه های موسیقی سنتی ایرانی هستند.

 

/ 0 نظر / 9 بازدید