ناصر عبداللهی

اواخر سال 81 بود که پیشنهاد تهیه گزارشی در خصوص وضعیت روز موسیقی پاپ را که آنروزها تازه نضج گرفته و مشتاقان زیادی پیدا کرده بود به دبیر وقت گروه ادب و هنر روزنامه قدس دادم و او با تردید پذیرفت. از نظر او بعید بود برود زیر چاپ. سرانجام در اتاق فکرمان که آنروزها نیم طبقۀ بالای تحریریه روزنامه بود تصمیم بر این شد دل به دریا بزنیم و بختمان را بیازماییم. از اولین کسانی که در نظرم آمد برای مصاحبه مرحوم «ناصر عبداللهی» بود. هم به دلیل اینکه از پیشتازان این عرصه شده بود و هم به دلیل توجهی که به شعرهای خوب می کرد در خواندن (یعنی همان کاری که این روزها به جز معدودی در کمتر آثار پاپ می توان مشاهده کرد!)، ناصر ابتدا با تعجب تماس مرا جواب می داد، شاید انتظارش را نداشت کسی از روزنامه قدس به او زنگ بزند و سئوال های  موسیقایی بپرسد. این جرقۀ آشنایی بین من و او شد و بعد از آن هم دو سه بار دیگر در رابطه با سوژه های روز موسیقی با او مصاحبه کردم. یادش بخیر، این روزها سالگرد فوت اوست. در گوشه ای از آن گزارش که در میان تعجب دبیرگروه که آن را اولین گزارش کامل موسیقی می دانست که در قدس چاپ شده است، و بدون هیچ کم و کاستی هم چاپ شد، عبداللهی به صراحت در خصوص برخی آثار پاپی که ارائه می شد گفت: این ها مثل کف روی آب گذرا هستند. آنچه می ماند، آب صاف و زلال و عمیق است. و چه درست گفت، چرا که بسیار خواننده و اثر در این سال ها آمد و رفت که نه کسی به خاطر سپرد و نه اکنون اثری از خواننده و آهنگسارش وجود دارد. اگر همه خوانندگان مثل او، هم دستی در آهنگسازی داشته باشند و هم به کلام توجه کافی نشان دهند، این نوع موسیقی خیلی بهتر از این که هست خواهد شد.

 

/ 0 نظر / 10 بازدید